الشيخ الصدوق ( مترجم : بلاغي )
12
من لا يحضره الفقيه ( فارسي )
نزد پدرم آمد و در اين باره سؤال كرد ، پدرم گفت : آن كنيز را قيمت كن يا به فروش و بهايش را نگهدار ، آنگاه كسى را بفرماى تا بر فراز حجر ندا در دهد كه : ألا هر كس كه هزينهء سفرش براى مخارجش نارسا است يا در راه سفر درمانده شده ، يا طعامش تمام شده نزد فلان كس آيد ، و آن منادى را بگو كه به ترتيب اوّل به اوّل و بحسب نوبت و به نسبت نياز از آن وجوه بايشان بدهد ، تا ثمن كنيز پايان يابد . و در كتاب علل و قرب الاسناد نزديك به همين معنى آمده است ، و اخبارى ديگر به همين مضمون در كافى در باب يا يهدى الى الكعبه ذكر شده . و در كتاب علل از ابن الوليد از صفّار از ابراهيم بن هاشم از عبد الله بن مغيره از سكونى از جعفر بن محمّد از پدرش از على عليه السّلام آمده است كه فرمود : اگر مرا دو رودخانه مىبود كه زر و سيم بجاى آب از آن دو روان ميشد ، چيزى هديّهء كعبه نمىكردم ، زيرا كه آن هديّه بدست حاجبان مىافتد و بمسكينان نمىرسد . و شهيد عليه الرّحمه اين حكم را تعميم داده و ساير مشاهد مشرّفه را مشمول اين كلام دانسته » . 2120 - و همانا علَّت آنكه قريش كعبه را ( با آنكه به آن معتقد بودند ) خراب كردند اين بوده است كه سيل از فراز كوهستانهاى مكَّه بسوى ايشان روان ميشده و بدرون كعبه داخل ميگشته چندان كه در اثر هجوم سيل ، كعبه شكست برداشته بوده است . شرح : « غرض آنست كه قريش از سر عمد و سوء نيّت آن را ويران نساختهاند ، بلكه كعبه بعلَّت هجوم سيل شكست برداشته و شكافته شده بود ، و به همين جهت آن را ويران كردهاند و از نو بنياد نهادهاند » . 2121 - و امام صادق عليه السّلام را از معنى قول خداى عزّ و جلّ « * ( سَواءً الْعاكِفُ فِيه وَالْبادِ ) * » باز پرسيدند ، فرمود : سزاوار نبود كه براى خانه هاى مكَّه درهائى